![]() |
![]() |
|
| شعر/متن ادبی/... |
|
تولدت را با کاغذ رنگی ها جشن می گیرم فکر می کنم شمار کادوهای تولدت توی کمدبه سیزده رسیده باشه.امسال هم مثل همیشه در خانه را باز گذاشتم تا شاید قاصدکهای نقاشی های کودکانه ام بیایند و برایت لالایی انتظار را زمزمه کنند. من که دیگر حنام پیش چشمانت بیرنگ شده.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1390/07/14ساعت 14:7 توسط مریم |
|
|
در ثنای باران می سرایم مثنوی عاشقانه بارش را
در سکوت بی قرار پنجره ها آسمانی ترین ترانه هایم را در قدمگاه چشمانت بر صفحه پاک قلب عاشقت نشانه می روم شاید لحظه ای .... نگاهی ... از آن همه احساس لبریز در وجود نازنینت دل کوچک و عاشق مرا نوازش کند... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1390/07/10ساعت 12:56 توسط مریم |
|
|
مرا به اوج خنده هایت ببر آنحا که شکوه عشق در حسرت چشمان افتابیت بی قرار مانده بود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/03/31ساعت 19:19 توسط مریم |
|
|
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند چون تورا نوح است کشتیبان زطوفان غم مخور |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1389/02/06ساعت 21:30 توسط مریم |
|
|
این دل بی قرار همچون روزهای گرم عاشقی هوای با تو بودن کرده است. این قلب کوچک برای لحظه ای دوباره از تو خواندن ویرانه ای نا امید گشته است. نمی دانم نمی دانم از کدامین غروب بود که عشق از چشمان پرستو ها پرواز کرد ... نمی دانم در گناه کدامین آرزو غرق گشتیم که قایق آسمانی نگاه تو برکه آبی دلمان را تنها گذاشت... شاید هنوز هم جرات از تو خواندن تنها برای اقیانوس نگاه اسمان آشناست ... شایداین تنها باران است که در فراغ حضور دل انگیز قدم های نیلگونت هنوزهم عاشقانه اشک می بارد... و اما اینجا ارزوهای بر باد رفته و پنجره های تاریک باغچه مهرمان سالهاست دگر روزنه ای برای عاشقی نیافتند... ببین چگونه شب/ دلهای ارزویمان را شکسته است... اینجا خرابه ها هم فریاد دلتنگی انتظارت را سر داده اند... حتی شبو هاآرام آرام در زوال خوشبختی ها فرو می روند... اما هنوز قاصدک عاشقانه ترین احساس را بر تکه پاره های قایقی از جنس انتظار اقاقیا می گذارد و در نگاه چشمان نازنینت به پرواز در می اورد... این اخرین امید ویران زده های منتظر است... شقایقها بر سجاده ی سرخ عشق برای امدنت دعای بارانی امید را سر داده اند ... بیا بیا به حرم لبهای تشنه ی شاپرک ها دوباره رویای آفتاب را تازه کن بیا وبرای باران ترانه بهاری شدن را بخوان اینجا همه چشم به اسمان دوخته اند ... بیاو از حریم آسمانی ملکوت برایمان لالایی عشق بگو بیا و زندگی را در رگهای خشکیده ی قلبمان دوباره جاری کن... بیا مریم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1389/01/17ساعت 18:18 توسط مریم |
|
|
به خیال تو به سر بردن اگر هست گناه باخبرباش که من غرق گناهم همه شب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1389/01/10ساعت 11:42 توسط مریم |
|
|
عشق یعنی در بهاران،آفتاب عشق یعنی آیه های ناب ناب عشق یعنی در حضور و در غیاب شب به رویای سحر گردی خراب مریم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/11/18ساعت 13:11 توسط مریم |
|
|
زندگی مزه ی یک نمره ی ۲۰ زیر سربرگ دل است که رسیده است به امضای خدا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/11/13ساعت 20:45 توسط مریم |
|
|
درد من از حصار برکه نیست ( دکتر علی شریعتی) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/10/30ساعت 13:33 توسط مریم |
|
|
من ترا برای شعر بر نمی گزینم شعر، مرا برای تو برگزیده است در هشیاری به سراغت نمی آیم هر بار
*استاد زنده یاد حسین منزوی صدای پای توست که شب ها در سینه ام می دوی
کافی ست کمی خسته شوی کافی ست بایستی!
*گروس عبدالملکیان
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/10/07ساعت 12:53 توسط مریم |
|
![]() ابهت ، غیرت و مردانگی رستم پهلوان ، |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/09/30ساعت 14:8 توسط مریم |
|
![]() افق پرواز آبی احساس را، خوب می فهمد بهار خزان لالایی های مهر،وپاکی دستان غروب را می شناسد. آفتاب سوزش چشمان عشق و اسرار سکوت آسمان را ،می داند و آب صدای فرات چشمان تو را،به دامان خاک می سپارد سکوت ثانیه ها را به گریه وا می دارد |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/09/27ساعت 14:12 توسط مریم |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/09/22ساعت 1:6 توسط مریم |
|
|
خدایا خدایا مریم ۲۱/۹/۸۹ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/09/21ساعت 18:56 توسط مریم |
|
|
گفتی: به نظر تو دوست داشتن بهتره یا عاشق شدن؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/09/20ساعت 15:18 توسط مریم |
|
|
من از چشمان خود اموختم راز محبت را که هر عضوی بدرد اید بجایش دیده میگرید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/09/13ساعت 20:18 توسط مریم |
|
|
ز تمام بودنی ها تو یکی از آن من باش
که یه غیر با تو بودن،دلم آرزو ندارد """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""" یادت باشه... امروز اولین روز از(( بقیه ی عمر)) توست. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/09/09ساعت 13:31 توسط مریم |
|
|
نشنو از نی ، نی حصیری بینواست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/07/14ساعت 21:40 توسط مریم |
|
|
از گل واشده در دورترین بوته ی خاک به تو ای دوست سلام حالت آیا خوب است؟ زندگانی زیباست؟ همه اینجا خوبند. نی لبک می خواند،قاصدک می رقصد باد عاشق شده است... فکر من باش که در این گوشه ی تلخ فکر توام ************** صبر کن عشق زمین گیر شود، بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود، بعد برو توگر کوچ کنی بغض خدا می شکند صبر کن گریه به زنجیرشود ،بعد برو *************** وقتی جهان از ریشه جهنم و آدم از عدم و سعی از ریشه ی یاءس می آید که یک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبدیل می کند باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بی طرفی مثل نان دل بست نان را از هر طرف که بخوانی نان است *************** هر روزپسرکی فقیر برای سیر کردن قلب عاشقش بر سر کوچه ای به گدایی نگاهی می نشست هر روز دخترکی نجیب برای رفع هفتاد بلا صدقه ای می انداخت در کاسه ی چشمانش **************** |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/07/14ساعت 21:38 توسط مریم |
|
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/06/09ساعت 14:55 توسط مریم |
|
||||||||
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/05/29ساعت 10:47 توسط مریم |
|
|
بر آستان عشق سر فرود می آورم و جای پای تو را با عطر گلهای یاس و مریم بوسه باران می کنم. در بهاری ترین پانیه های زندگی و در لحظه لحظه های آبی وجودم می ستایمت ای تجلی آسمان مهربانیها |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/03/21ساعت 19:28 توسط مریم |
|
|
فردا با یک دنیا اراده، یک آسمان امید به آینده و قلبی مملوء از عشق به وطن همه با هم ، دست در دست هم صندوقهای رای را شکوفه باران خواهیم کرد... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/03/21ساعت 19:22 توسط مریم |
|
|
دوباره من برای حس پاک چشمانت ترانه می سازم و آسمان آبی وجودم را ،در تلالو رنگین سکوت، ستاره باران می کنم بیا بیا و در آشیانه ی پروانه های عاشق ، و در حضور سبز آیینه های احساس، دلهای آرزویمان را از نور برکه ی مهربان نگاهت لبریز ساز ... مریم ۱۳۸۸ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/02/15ساعت 12:1 توسط مریم |
|
|
به نام خدا
دعا کنیم که در تقویم سال ۸۹ یک تعطیلی رسمی دیگر اضافه شود سالگرد ظهور یوسف زهرا -تعطیل |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/12/24ساعت 12:59 توسط مریم |
|
|
هواداران کویش را، چو جان خویشتن دانم حافظ . . . که کشند عاشقی را ، که تو عاشقم چرایی عراقی . |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/12/10ساعت 0:5 توسط مریم |
|
|
در حادثه بودن تو، گم کرده ام تمام آفرینش را، اگر، حضور سبز باران، در طنین جویبار عاطفه ها، قدم بر بلندای دل مهتاب گذارد. آنگاه شاید... بهانه ها، اشک بی قرار دل مهتابی مرا، بر جرگه معنا، سوار بر ابرهای تشنه ی آرزو ،فریاد کنند دلم، از تبار آفتاب است. اما، در بی کسی امید با تو بودن ،گم کرده است اصالتش را بیا و باز برای پنجره ها، از خورشید وجودت، خاطره بساز. (مریم) ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/01ساعت 21:7 توسط مریم |
|
|
امروز بیست ونهم بهمن ماه روز سپندارمزدگان روز لیلی و مجنون ، روز فرهاد و شیرین ، روز عشاق ایرانی مبارک باد... ایرانی باشیم و ایرانی بمانیم... آزاد همچون دماوند .پرغرور چون خلیج همیشه فارس و زیبا چون خزر خواهیم خواند ترانه ی افتخار را |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/11/30ساعت 0:3 توسط مریم |
|
|
دوست دارم باران ببارد باز تا دوباره در هوای بودنت وباخیال چشمان آفتابیت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/11/21ساعت 1:17 توسط مریم |
|
|
شاید از رفتن تو دیرزمانی گذشته باشد ، اما دلم هنوز در هوای آسمان چشمانت پر می زند. در بازی بی رحم زندگی نگاه دزدانه تو تمام هستی ام را ربوده است و شاید در فراسوی اندیشه های آبیت هنوز جای پای خاطرات سبز من باقی است...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/09/06ساعت 16:52 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
...
|
| آرشیو موضوعی |
|
باران... حادثه حضور... پیام آغازین با باران ببار... برای باران... بی تو اما... |
| نویسندگان |
|
مریم فاطمه |
|
RSS
|